تبلیغات
دنیــــایــــ دختــــــرانهــــ - رمان جدیدم

رمان جدیدم

شنبه 31 شهریور 1397 10:47 ق.ظ

نویسنده : ^^Ailin^^
سلام دخترا

رمان جدیدم رو آوردم اسمش هست:

قتل در میان بچه ها

نوشته خودم

برای قسمت اول برین ادامه

«راستش یادم نمیاد اون موقع چند سالم بود.حتی صورتشون رو هم به سختی یادم میاد فقط میدونم 

که بعدش پرت شدم توی یه رودخونه»

_یعنی مردی؟


تو چشم هاش زل زد و گفت:«من مردم الان؟» با سراسیمگی جواب داد:«نه ببخشید ادامه بده»


گفت:«بسه دیگه 2 سال وقت گزاشتم فراموشش کنم بعد میخوای تعریف کنم برات؟تهش رو که 

میدونی گفتن من چه فایده ای داره»

نورا صداشون کرد:«بیاین دخترا.شام حاضره.خانم آیلین!باز هم که دست هاتون رو نشستید!خانم 

آمیتیس لیوانتون رو روی میز گزاشتم لطفا بنشینید.»

نورا زن خدمتکاری بود که بعد از مرگ پدر و مادر بچه ها پیششون زندگی میکرد.آمیتیس صدایش 

کرد 

و گفت:«نورا برای فردا میتونی صبحونه من و آیلی رو تو کیفمون بزاری؟قراره به یه اردو بریم»


آیلی سرش را به نشانه تایید تکان داد و در حالی که ماکارونی های توی دهانش را پایین میداد 

گفت:«آمی به نظرت فردا چه بازی ای می کنیم؟خیلی دوست دارم بدونم حال شیرین بهتر شده یا  نه 

شادی می گفت برای فردا حتما بهتر میشه.»

نورا که تا آن موقع ساکت بود گفت:«بسه دیگه غذاتون رو بخورید و برید مسواک بزنید و بخوابید.از 

قرار معلوم کار زیادی در پیش دارید.»

بچه ها خندیدند و در حالی که به اتفاقات پیش رویشان فکر میکردند به غذا خوردن مشغول شدند.حق هم داشتند!چون اگر میدانستند قرار است چه اتفاقاتی بیفتد لحظه ای را هدر نمیدادند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 31 شهریور 1397  10:48 ق.ظ